درس 14 - شست و شوی تن

به نام خداجون مهربون

هدف کلی: آشنایی و تشویق به رعایت نظافت و بهداشت

اهداف جزئی:

  • رعایت بهداشت بدن و ضرورت استحمام
  • آشنایی با مفهوم عدد دو
  • آشنایی با مفهوم چپ، راست و کنار
  • گسترش گنجینه واژگان
  • تقویت و هماهنگی توانایی‌های جسمی (پر و خالی کردن)
  • تقویت هماهنگی چشم و دست
  • شرکت در بحث و گفت‌وگوهای کلاسی
  • پرورش هوش اخلاقی (Moral)
آغاز سخن بانام خدا و هم‌خوانی سوره توحید
عادت چله: (زود خوابیدن)

از نوآموز سؤال کنید که دیشب چه ساعتی خوابیدند، قرار بود چه ساعتی شب­ها بخوابند.

شعر زیر را با یکدیگر هم‌خوانی کنید:

چون می‌خوابم به‌موقع
سرحالم و شادمان

  بیدار می شم صبح زود
نه خسته و خواب‌آلود
مرورها بر اساس منحنی فراموشی

به‌منظور مرور درس‌های گذشته پرسش‌های زیر را از کودکان بپرسید:

  • درس 5: از نوآموزان سؤالاتی در رابطه با قوانین کلاسی بپرسید (چیز نخوردن و اجازه گرفتن)، همچنین از آن‌ها بخواهید تا در کلاس چند مثال در مورد مفهوم اول و آخر بزنند.
  • درس 11: ما با بینی خود چه حسی را متوجه می‌شویم؟
  • درس 13: نام چند تا از وسایل خطرناک را ببرید و پرپری با اطو چه‌کار کرد؟ شما جای پرپری بودید چه می‌کردید؟
فعالیت 1: کتاب کودک

تفکر و تصویر خوانی: از کودکان بپرسید به نظر شما داستان این تصویر چیست؟ پرپری در حال چه‌کاری است؟

مفهوم عدد 2، چپ، راست و کنار: ابتدا مفاهیم ذکرشده را به‌طور عملی با کودکان کارکنید سپس از نوآموزان بخواهید تا به‌دقت به تصویر کتاب توجه کنند سپس از آنان بپرسید:

چند گل بزرگ در تصویر می‌بینید، در کدام سمت تصویر قرار دارد؟

چند ابر بزرگ در آسمان داریم؟ خانم اردکه، چند بچه دارد؟ بچه‌های او در کدام سمت تصویر قرار دارند؟ کنار مامان کبوتر چه کسی نشسته است؟

نکته: برای یادگرفتن مفهوم چپ و راست، می‌توانید به دست راست کودکان یک روبان ببندید و یا علامتی بگذارید تا هر وقت کودکان آن را دیدند، دست راست خود را بشناسند. این روبان باید چند روز در درست آن‌ها بماند تا مفهوم چپ و راست کاملاً در ذهن کودک نهادینه شود.

فعالیت 2: داستان «پروانه‌های فراری»

به نام «خدا جون مهربان»

خورشید گرم و طلایی به جنگل دانابان با تمام قدرت می‌تابید، هوا خیلی گرم شده بود و پروانه‌های زیادی که تازه به دنیا آمده بودند همه جای جنگل، روی درخت‌ها، بین گل‌ها و حتی روی سر بچه‌های مدرسه پرواز می‌کردند و رنگ‌ووارنگ چرخ می‌زدند/

آن‌ها پیش همه حیوان‌ها می‌رفتند به‌جز یک نفر؛ پرپری، بله آقا پرپری؛ حتی وقتی خودش دنبال پروانه‌ها می‌رفت، آن‌ها از او فرار می‌کردند. روز و شب می‌گذشت پرپری نمی‌دانست چرا پروانه‌ها روی سر و دست بقیه دوست‌های او می‌نشینند ولی با پرپری دوست نمی‌شوند تا اینکه یک روز کبوتر کوچولوی قصه ما همین‌طور که عصبانی و ناراحت کنار آب نشسته بود، پرید و یکی از پروانه‌های بیچاره را گرفت و گفت: آخر من چه‌کار بدی کردم که شما پروانه‌ها از من فراری هستید؟

پروانه کوچولو که ترسیده بود گفت: رئیس بزرگ، رئیس بزرگ، او به همه ما دستور داده تا با تو بازی نکنیم، حالا ولم کن دارم خفه می‌شوم.

پرپری تعجب کرد و پروانه کوچولو را آزاد کرد تا برود، رفت پیش پوپی اما پوپی مثل همیشه به پرپری لبخند نمی‌زد، پرپری گفت: سلام دوست من، من می‌خواهم رئیس پروانه‌های جنگل را ببینم می‌دانی کجاست؟ پوپی کوچولو همین‌طور که با ناراحتی بالش را روی دماغش گرفته بود گفت: کنار رودخانه، کنار رودخانه، این را گفت و فرار کرد. انگار از چیزی بدش می‌آمد، پرپری با خودش گفت: ای‌بابا پوپی هم که مثل پروانه‌ها از من فراری است، آخر مگر چه شده است؟

این را گفت و رفت کنار رودخانه، رئیس پروانه‌ها زیر سایه یک گل خوشبو خوابیده بود که ناگهان از خواب پرید و گفت: این بوی چیست؟ بوی پای کدام پروانه کثیف و آلوده است، عه عه عه… .

پرپری سلام کرد و گفت: فقط من اینجا هستم، سؤالی از شما دارم، چرا پروانه‌ها نباید با من بازی کنند، این را شما گفته‌اید؟

رئیس پروانه‌ها خواست جواب پرپری را بدهد که فرشته مراقب پرپری ظاهر شد، همین‌طور که با دست جلوی بینی خودش را گرفته بود گفت: سلام پرپری، یعنی خودت نفهمیدی؟ آیا بوی بد را متوجه نمی‌شوی؟ ندیدی چطور پوپی از تو فرار کرد؟ تو بدبویی، پروانه‌ها روی هر چیزی که خوشبو باشد می‌نشینند و با او بازی می‌کنند، ولی تو آن‌قدر حمام نرفته‌ای و بد بو شده‌ای که همه حتی من که باید مراقب تو باشم از تو فراری هستیم، پروانه‌ها اگر روی بدبوها بنشینند مریض می‌شوند برای همین، رئیس دستور داده از تو دور باشند. مگر نمی‌دانی که خدای مهربان از چرک و شلخته بودن بدش می‌آید؟[1]

پرپری دستش را بالا آورد و زیر بغلش را بو کرد و گفت: وای! پیف، پیف! راست می‌گویی فرشته، من خیلی وقت است که حمام نرفته‌ام، یعنی الآن خدا جون از من بدش می‌آید، فرشته گفت: خدا چون تو را دوست دارد نمی‌خواهد که هیچ‌وقت شلخته و بدبو و چرک باشی. پرپری سریع به‌طرف خانه پرواز کرد و از دور بلند می‌گفت: مامان، مامان لطفاً من را ببر حمام، مامان جون بیا!

روز جمعه بود و پرپری بالاخره تنبلی را کنار گذاشت و به حمام برکه رفت تا خوب مادر پرهایش را بشوید مامان کبوتر

درحالی‌که داشت او را می‌شست شروع به شعر خواندن کرد:

پرپری جون چه نازی
بپر بیا به اینجا
آب‌بازی کن تو برکه
پرپری جون تمیزه

کثیف شدی تو بازی
تا بشی پاک و زیبا
تا بره هرچی چرکه
پیش همه عزیزه

(می‌توانید این شعر را با دست زدن و پا کوبیدن بچه‌ها با یکدیگر هم‌خوانی کنید.)

از فردا همه دور کبوتر تمیز و خوشبو جمع شدند، همه حتی رئیس پروانه‌ها، پرپری حالا خیلی بوی خوب می‌داد و از دیدن دوستانش خوشحال بود.

[1] پیامبر فرمودند: خدا چرکین بودن و ژولیدگی را دشمن می‌دارد. کنزالعمال، ج 6، ص 641؛ مفاتیح الحیات، ص 112.

فعالیت 3: بحث و گفت‌وگو

پس از شنیدن قصه، سؤالاتی از متن قصه از نوآموزان بپرسید و در رابطه با اهمیت نظافت در روز جمعه ضمن اشاره به سخن حضرت علی (ع) با کودکان بحث و گفت‌وگو کنید.

امام اول ما، حضرت علی (ع) به ما می­فرمایند: بوی بد و آزاردهنده را با آب از بین ببرید که خدا از بندگان کثیف بدش می‌آید؛ کسانی که هر کس کنارشان بنشیند از بوی بدش اذیت می‌شود.[1]

[1] کتاب الخصال، ص 620؛ مفاتیج الحیات ، ص 114.

فعالیت 4: بازی

وسایل موردنیاز: سطل، بطری، لیوان پلاستیکی.

مکان بازی: حیاط مدرسه.

چند بطری آماده کنید، می­توانید 4 یا 6 نفر از بچه­ها را انتخاب کنید به هرکدام یک بطری و یک لیوان یک‌بارمصرف بدهید، یک سطل پر از آب هم وسط آن‌ها قرار دهید و از بچه­ها بخواهید بعد از شمارش او با لیوان آب‌بردارند و با دقت طوری که آب به زمین نریزد، داخل بطری بریزند. می­توانید برای جذابیت بیشتر، شعر بیان‌شده در داستان را باهم بخوانید و بچه‌ها دست بزنند، یا از موسیقی­های کودکانه مناسب استفاده کنید، بعدازاینکه شعر یا موسیقی تمام شد، زمان آن‌ها هم به پایان می­رسد و هرکدام که آب کمتری روی زمین ریخته و بطری را هم پر از آب کرده است، او برنده بازی است.

 

 

پیشنهادات
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و آینده، شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد، تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی، و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد، در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها، و شرایط سخت تایپ به پایان رسد و زمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی، و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.