درس 2 - معرفی خود در کلاس

به نام خداجون مهربون

هدف کلی: خودآگاهی و معرفی خود در جمع

اهداف جزئی:

  • شناخت علائق خود (فعالیت‌ها، رنگ‌ها، خوراکی‌ها و…)
  • به‌کارگیری جملات و عبارات کوتاه
  • به‌کارگیری لحن و آهنگ صدا در موقعیت‌های مختلف سخن گفتن
  • سخن گفتن در برابر جمع
  • اجرای نمایش‌های مختلف
  • تقویت هوش کلامی – زبانی (Verbal / Linguistic)
مرورها بر اساس منحنی فراموشی

مرور درس اول؛ شروع کارها بانام خدا

توضیح: در درس قبل، مبحث «شروع کارها بانام خدا» بیان شد. برای تثبیت این مفهوم در ذهن کودک لازم است که بر اساس منحنی فراموشی ابینگ‌هاووس،[1] در فواصل زمانی مشخصی، تکرار و مرور این موضوع اتفاق بیفتد تا مفهوم مد نظر از حافظه کوتاه‌مدت کودک به حافظه بلندمدت او، منتقل شود. گروه تولید محتوای کتاب با محاسبه منحنی فراموشی بر روی هر درس، زمان مرورهای متعدد را در بین دروس چینش کرده است. ازاین‌رو ضروری است تا مربی محترم جهت تثبیت مفاهیم بیان‌شده در هر درس، مرورها را که بر اساس منحنی فراموشی چینش شده و در آغاز هر درس به آن اشاره‌شده است را با جدیت موردتوجه قرار دهد.

بعد از آموزش موضوع «شروع کارها بانام خدا» در درس گذشته، حالا زمان مرور نخست این مفهوم در این درس است که در ضمن فعالیت‌ها به‌مرور این مبحث اشاره‌شده است.

[1] The Forgetting Curve.

فعالیت 1: کتاب کودک

تصویر خوانی و تفکر: از نوآموزان بخواهید تا خوب به تصویر نگاه کنند و حدس بزنند که بچه‌ها در حال انجام چه‌کاری هستند. از آن‌ها بپرسید: به نظر شما نام این بازی چیست و شیوه اجرای آن چگونه است؟ حالا که ذهن کودکان آماده‌شده است می‌توانید بازی «نوبت کیه حرف بزنه؟» را با بچه‌ها انجام دهید.

فعالیت 2: بازی «نوبت کیه حرف بزنه؟»

وسایل موردنیاز: جعبه کارتونی، برگه‌های پرینت شده تصاویر

شیوه اجرا: از قبل یک تاس بزرگ تهیه کنید و در هر سمت آن‌یکی از تصاویر زیر را بچسبانید: سطل رنگ، ظروف غذا، اسباب‌بازی، سبد میوه، چرخ‌دنده، ستاره دنباله‌دار.

برای تهیه تاس، می‌توانید از یک جعبه استفاده کنید و تصاویر را در اطراف مختلف آن بچسبانید.

قبل از شروع بازی برای کودکان توضیح دهید که هر یک از تصاویر نشانه چیست. کودکان در حیاط یا کلاس حلقه‌زده و به‌نوبت در وسط قرار می‌گیرند و خود را با گفتن بسم‌الله الرحمن الرحیم معرفی می‌کنند (مرور درس گذشته) نام و نام خانوادگی و سن خود را می‌گویند؛ سپس تاس را می‌اندازند هر شکلی که آمد در مورد آن صحبت می‌کنند مثلاً اگر ظرف غذا آمد در مورد غذاهای موردعلاقه خود صحبت می‌کنند اگر ستاره دنباله‌دار آمد در مورد آرزوهای خود صحبت می‌کنند (در اینجا کودکان با

مربی محترم!

توجه داشته باشید افزایش اعتمادبه‌نفس، شناخت خود و توانایی صحبت در برابر جمع، خصوصاً به‌طور منسجم و مسلط، از اهداف مهم دوره پیش‌دبستانی است.

مفهوم آرزو آشنا می‌شوند) اگر چرخ‌دنده آمد در مورد این‌که وقتی بزرگ شدند دوست دارند چه شغلی داشته باشند صحبت می‌کنند و… سپس نفر بعد و یک به یک تمام کودکان خودشان را معرفی می‌کنند.

 

 

فعالیت 3: کاردستی میکروفن

وسایل موردنیاز: مقوا، کاغذ رنگی، چسب، نوارچسب، وسایل دورریز مثل قوطی شامپو یا نوشابه، رول دستمال‌کاغذی و…

شیوه اجرا: خانم مرغ مهربان، مربی مدرسه «دانابان» است دعوت‌شده بود تا سر صف که تعداد زیادی از بچه‌ها حضور داشتند سخنرانی کند اما هر چه قدر بلند صحبت می‌کرد بازهم عده‌ای صدایش را نمی‌شنیدند، آیا می‌توانید کمکش کنید و یک میکروفون برایش بسازید تا همه صدایش را بشنوند؟

بچه‌ها را به گروه‌های 3 یا 4 نفره تقسیم  کنید و وسایل مورد نیاز را در اختیار کودکان بگذارید و از آنان بخواهید از بین وسایل آنچه را که فکر می‌کنند برای ساختن میکروفن نیاز دارند استفاده کنند.

 

فعالیت 4: داستان «معرفی جنگل دانابان»

به نام خدای همه بچه‌ها

خدای گل و سبزه و چشمه‌ها

خورشید گرم و طلایی میان آسمان آبی، وسط چندتکه ابر سفید و بازیگوش می‌درخشید و از آن بالا، همه‌ی دنیا را می‌دید؛ ولی یک روز صبح، همین‌طور که داشت اولین نورهایش را روی سر دنیا می‌پاشید، چشمش به یک جنگل سرسبز و بزرگ افتاد که تابه‌حال آن را ندیده بود، برای همین با تعجب و لبخند سؤال کرد: سلام، آهای جنگل پردرخت نام تو چیست؟ چرا تابه‌حال تو را ندیده بودم؟

خورشید مهربان هرچه منتظر ماند صدایی نشنید برای همین دوباره پرسید: آهای تو که پردرخت و سبزی، آهای تو که این‌قدر پرراز و رمزی، نمی‌خواهی با من دوست بشوی؟ خجالت نکش نامت را بگو، بعد اگر دوست نداشتی دیگر باهم حرف نمی‌زنیم.

تا خورشید طلایی این را گفت، ناگهان جنگل سرسبز، نفس عمیقی کشید که از نفس کشیدنش هزار پرنده رنگارنگ از لابه‌لای درخت‌ها به آسمان پرواز کردند، بعد با صدای گرفته گفت: سلام خورشید مهربان، نه من خجالتی نیستم، خواب بودم، خیلی خوشحالم که بعد از 100 سال با صدای گرم تو بیدار شدم، من یک جنگل عجیب‌وغریب هستم، چون هر ماجرای جالب و باورنکردنی ممکن است زیر درخت‌های سبز من اتفاق بیفتد.

خورشید لبخندی زد و گفت: ماجرا؟ چه ماجراهایی؟ معلوم است که تو با بقیه جنگل‌هایی که تا به حال نورمن به آن‌ها رسیده فرق داری.

جنگل خنده‌ای کرد و گفت: بله فرق دارم چون در درون من، یک مدرسه درختی وجود دارد که نامش « مدرسه دانابان» است؛  به خاطر آن، به من هم «جنگل دانابان» می‌گویند.

کلی بچه دوست داشتنی در این مدرسه درس می خوانند که خود را نگهبان دانایی می دانند و با نادانی مبارزه میکنند. آنها می‌خواهند دانا و داناتر شوند چون می دانند که دانش هر کس نگهبان و مراقب اوست.

هر بچه‌ای که قصه‌های من را بشنود، هم تعجب می‌کند و هم هر بار یک‌چیز جدید یاد می‌گیرد. یادگرفتن و بازی کردن اینجا یک قانون است، پیش من حیوان‌های زیادی زندگی می‌کنند که هرکدام یک قصه‌ای دارند، مهربان و پرتلاش هستند و همه دنبال دانایی، آنها خیلی همدیگر را دوست دارند.

ناز پری و پرپری با مامان و بابا روی یک درخت زیبا و سرسبز زندگی می‌کنند، آن‌ها کبوتر هستند، مامان‌پری، خانه‌دار و باباپری نامه‌رسان است. پرپری یک پسر بازیگوش و درس‌خوان و خواهرش نازپری یک دختر باادب و باهوش است. دوست‌های آن‌ها، پشمک، فیلو، پوپی، ببعی و پیشو و … هستند، معلم آن‌ها خانم قُدی، مرغ مهربان و خنده‌رویی است.

خورشید عزیز اینجا یک دشمن بدجنس و دروغ‌گو هم داریم. اسمش گرگ ستاره آبی است، یک گرگ بدجنس که همیشه به فکر یک نقشه جدید است تا حیوان‌های بیچاره را اذیت کند.

خورشید پرنور از شنیدن این‌همه خوبی خیلی خوشحال شد، با لبخند از بالا به جنگل نگاهی کرد و گفت: چقدر خوب، پس‌ازاین به بعد من و ابرها و بقیه‌ی بچه‌هایی که صدای تو را شنیدیم، بازهم می‌آییم و پای شنیدن قصه‌های شیرین حیوان‌ها می‌نشینیم. خوشحالم که با تو دوست شدم، چقدر خوب خودت را معرفی کردی، امیدوارم برای یکدیگر دوست‌های خوبی باشیم.

خورشید این را گفت و خداحافظی کرد و رفت تا جاهای دیگر دنیا را روشن و گرم کند. جنگل پیر هم لبخندی زد و با تکان دادن همه درخت‌هایش از خورشید تا فردا صبح خداحافظی کرد.

ما هم از این به بعد همراه خورشید طلایی مهمان جنگل دانابان و حیوان‌هایش می‌شویم تا ببینیم چه قصه‌هایی قرار است برای نازپری و دوست‌هایش اتفاق بیفتد.  فعلاً تا یک سلام دیگر خدانگه‌دار.

جنگلی هست سبز و قشنگ
پرنده‌ی زبر و زرنگ
اسمش چیه ؟ دانابانه
از خوبی و قشنگیاش
روی درختاش همیشه
صدای جیک و بق بقو
تو خونه ی کبوترا
کارهای خوب خوب می کنن
نازپری جون، یه دختره
مامان پری خونه داره
دانابانه بچه ها جون
پشمک و فیل دوست اونان
خانوم قدی معلمه
با بچه ها مهربونه
گرگ ستاره آبی هم
دروغ می گه خیلی زیاد
بچه ها جون از این به بعد
با قصه ی جنگلمون

سنجاب داره راسو داره
خرگوش پشمالو داره
حیوون داره یه عالمه
هر چی بگم بازم کمه
یه عالمه پرنده هست
صدای خوب خنده هست
همه با هم مهربونن
قدر همو خوب می دونن
پرپری هم داداش اون
باباپری نامه رسون
اسم خوب مدرسه شون
پوپی ، پیشو ،بع بعی جون
معلمی خندون و شاد
باسواده خیلی زیاد
خونه ش میون جنگله
توی بدی ها  اوله
همراه خوب ما باشین
با حیووناش آشنا بشین[1]

[1] طیبه شامانی( طناز)

فعالیت پیشنهادی: نمایش معرفی خود با تقلید صدا

اجرای نمایش معرفی خود با تقلید صدای انسان یا حیوان.

از کودکان بخواهید که هرکدام یک نقش (انسان یا حیوان) را در نظر بگیرند. مثل جوجه، کلاغ، پیرزن و… و با همان صدا و میکروفنی که ساخته‌اند خود را معرفی کرده و مشخصات کامل خود را بگویند. می‌توانند با توجه به نقشی که انتخاب کرده‌اند، در مورد آن نقش صحبت کنند. (لازم است به‌منظور مرور درس قبل بر شروع کار با نمام خدا تأکید شود)

پیشنهادات
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و آینده، شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد، تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی، و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد، در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها، و شرایط سخت تایپ به پایان رسد و زمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی، و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.